دنیـــــــــــای کوچک یک پزشک عمومی
دنیا چقدر کوچک است اگر اهل فکر کردن به بالاتر باشیم
چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نویسنده : محمد Dr

چند روزی اینجا نفس کشیدن سخت شده بود. بی اغراق! فقط خاک بود که جولان می داد و بس!



این هم موکت اتاق ما که روش زندگی می کنیم!










نوع مطلب : دل نوشته، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 آبان 1394 09:17 بعد از ظهر
سلام وبلاگ خوبی دارین ولی واقعیت همینه دیگه عکسهاجالب بودن ای کاش همه ببینن
شنبه 25 مهر 1394 01:56 قبل از ظهر
Chejuri nafas mikeshin too in hava?????
شنبه 28 شهریور 1394 12:53 قبل از ظهر
باسلام خدمت شما دکتر محترم.منم ساکن اهوازم واقعا این تصاویر خاک ودیدم دچار خفگی شدم بله رها خانم که میگید باورم نمیشه ولی باور کنیدکه خونه ما هم که همه جاهاش بسته بود ولی در اخر روی تمام سرامیک های سالن پر از ماسه بود به طوری فکر میکردی کسی بادستش اونا رو ریخته رو زمین دیگه حالا ریه هامون چقدر خاک گرفت خدا الله و اعلم .راستی اقای دکتر ببخشید شما کدوم خوابگاه هستید که دچار اتیش سوزی شده بود اخه ما نزدیک دانشگاه عستیم منطقه گلستان ناراحت شدم شنیدم .
شنبه 28 شهریور 1394 12:53 قبل از ظهر
سلام ببخشید اقای دکتر لطفا نظرم وبزارین توی لیست هواسم نبود ارسال خصوصی رو زدم باتشکر.
پنجشنبه 20 فروردین 1394 04:26 بعد از ظهر
سلام اقای دکتر من هم پزشکی میخونم و الان فیزیوپات 2 هستم ولی هیچ انگیزه ای ندارم و خیلی اوضاعم خرابه ... میدونم احتمال اینکه ج بدین 5 درصده ولی شاید جوابم رو بدین اگه بدونین که ممکنه دنیامو عوض کنه به هر حال شما اینترن هستین و پر از تجربه من یه دختر احساساتی خیلی حساسم و نسبت به هرچیزی سریع واکنش نشون میدم خدایا کمکم کن ...
محمد Drناراحت نباشید. فیزیوپات دوران خوبی نیست و آدم همش احساس بی انگیزگی و سردرگمی میکنه چون نه مریضی میبینه نه عکس و آزمایش و سی تی و... همه چیش رو کاغذه!
سه شنبه 11 فروردین 1394 04:41 بعد از ظهر
سلام.سال نو مبارک.
منم خسته از سر کار برگشتم وقتی در خونه رو باز کردم و وارد شدم دیدم در بالکن باز بوووده..وااای فاطمه هم خونه ایم درو نبسته رد پاهام رو موکت مونده بود در حالی که طرف در میرفتم تا ببندمش...اااااخ... شماره یا جاایی بلد نبودم بدم بشورمش خودم کشون کشون موکتو بردم تو پاااارکینگ و شستمش ..تنهاااایی اااخ سخت بود ولی خوب خاک روش ... .. روزهای نفس گیری بود امیدوارم برنگرده...
پنجشنبه 6 فروردین 1394 01:54 قبل از ظهر
سلام امشب 6/1/94 اولین باریه که به وبلاگتون میام لطفا از علوم پایتون بنویسید معدل؟واینکه در فرصت کم چه طور خودتونو واسه امتحان علوم پایه اماده کردید
اصلا از وضعیت علوم پایم راضی نیستم مرسی
محمد Drتست با پاسخ تشریحی بخونید. تو فیزیوپات و اکسترنی سعی کنید بخونید
پنجشنبه 6 فروردین 1394 12:38 قبل از ظهر
سال نو تبریک
بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان میزبان لحظه های شما
شبکه اجتماعی فیس کمپ
www.facecamp.ir
عضویت سریع
http://facecamp.ir/signup/invited:b8d64df13d04b45a616a161e2dd69359
با امکانات بی نظیر
تبادل لینک هوشمند با فیس کمپ http://link.facecamp.ir
افزایش اد لیست یاهو http://facecamp.ir/yahoo
چت خصوصی / چت گروهی / آپلود عکس / کسب درآمد
تبلیغات ارزان
منتظر حضور گرمتون هستیم
لحظات طلایی در فیس کمپ

پنجشنبه 6 فروردین 1394 12:38 قبل از ظهر
سال نو تبریک
بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان میزبان لحظه های شما
شبکه اجتماعی فیس کمپ
www.facecamp.ir
عضویت سریع
http://facecamp.ir/signup/invited:b8d64df13d04b45a616a161e2dd69359
با امکانات بی نظیر
تبادل لینک هوشمند با فیس کمپ http://link.facecamp.ir
افزایش اد لیست یاهو http://facecamp.ir/yahoo
چت خصوصی / چت گروهی / آپلود عکس / کسب درآمد
تبلیغات ارزان
منتظر حضور گرمتون هستیم
لحظات طلایی در فیس کمپ

پنجشنبه 28 اسفند 1393 08:36 بعد از ظهر
میدونستم اوضاع گرد و غبار اهواز خوب نیست ولی تا این حد که با داخل خونه و خابگاه شما اینکار رو بکنه واقعا برام عجیب بود!!
پنجشنبه 14 اسفند 1393 04:41 بعد از ظهر
خیلی وحشتناکه
سه شنبه 12 اسفند 1393 10:32 قبل از ظهر
سلام وب خوبی داری زیاد بهش سرمیزنم تو هم به وب من سر بزن موضوعش تفریح وسرگرمی لطفا نظر هم زیاد بده تروخدا حداقل یک یا درنظر بده نگاه من نظر دادم نامردی توندی
سایت:sina92.blogfa.com
دوشنبه 4 اسفند 1393 03:08 قبل از ظهر
بله بله!
ما هم زیر همین آسمان نفس میکشیم و البته اون چند روز دچار سرفه های شبه سرماخوردگی شده ایم!
+چ عجب از آپ کردن!:|
شنبه 2 اسفند 1393 12:44 قبل از ظهر
دکتر جان سلام.امیدوارم که حالت خوب باشه.وبلاگ خیلی خوبی داری اکثر پستاتم خوندم.خیلی عالی بودن.مخصوصا خاطرات تو بیمارستانت.الانم اگه وقتشو داشته باشی میخوام یه کمی مشورت بهم بدی.
عرضم به حضورت بنده ترم آخر مهندسی مکانیکم.کنکور90 رتبه ام 2000 منطقه2 شد و الان21 سالمه.به سرم افتاده باز کنکور بدم منتها این بار تجربی و برای پزشکی کنکور 95.علاقه زیادی بهش دارم.حتی کل درسای دوره علوم پایه و فیزیوپاتم آشنام باهاشون و میدونم جی هستن وخیلیم دوس دارم.فقط با یه چیزی مشکل دارم و اونم اینکه تو بیمارستان یه وقتایی خیلی حالم بد میشه یه جورایی میشه گفت فوبیا دارم.مثلا خون میبینم یا بیمار بدحال میبینم یا ترشح و زخمو ...میبینم میترسم.شنیدم میگن عادی میشه ولی خواستم از شما بپرسم که همه اینارو گذزوندید واقعا این جیزا میتونه عاذی بشه یا نه؟؟
منتظر جوابت میمونم.خیلی لطف میکنی اگه جوابمو بدی.خوشحال میشم اگه بتونم تلفنی بیشتر ازتون مشاوره بگیرم
محمد Drسلام. سنت هنوز زیاد نیست. هستند بعضی افراد که اول مهندسی یا تربیت معلم میرن بعد میان پزشکی این بستگی به خودت داره. این که میگی از خون و... خوشت نمیاد رو میشه باش کنار اومد ولی بعید می دونم واقعا فوبی باشی چون فوبی شدیدتره. من از اول مشکل خاصی با این چیزا نداشتم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
var xpos=new Array() for(i=0;i=1;i--){xpos[i]=xpos[i-1]+kern ypos[i]=ypos[i-1]} xpos[0]=x+kern ypos[0]=y for(i=0;i