دنیـــــــــــای کوچک یک پزشک عمومی
دنیا چقدر کوچک است اگر اهل فکر کردن به بالاتر باشیم
یکشنبه 4 بهمن 1388 :: نویسنده : محمد Dr

این عکس هم واسه خودش ماجرایی داره.نزدیک بود به خاطر این عکس خون به پا بشه!  دوره ی انتخابات ما یعنی اتاق ما شده بودیم اپوزیسیون خوابگاه.همه یه پارچه سبز بودند ما یعنی اتاق بسیجیا!(تو خوابگه اتاق ما به این اسم معروفه)محمودی بودیم و تو خوابگاه انگشت نما شده بودیم...

آقا نتایج نهایی انتخابات که اعلام شد و رآی  24 میلیونی احمدی نژاد،هم اتاقیم کریم با خوشحالی اومد تو اتاق و  این عکسو برداشت و شروع کرد به چسبوندنش به پشت در اتاق.منم که از این کار خوشم نیومد گفتم بابا کریم زشته جون من نکن زشته.کریم گفت :بی خیال بابا...محمودو عشقه...همچی جوش گرفته بود که...منم از فرصت استفاده کردمو یه عکس یادگاری گرفتم.گذشت تا اینکه بعد از ظهر که داشتیم چرت می زدیم ،یهو صدا خش خش کاغذیو از پشت در شنیدم .درجا فهمیدم که یکی داره عکسو پاره میکنه(البته انتظار اینو هم داشتم و اینم از لطف تولرانس بالای روشنفکراس).یه کمی معطل کردم تا کریم خودش بشنوه و بره درستش کنه . ولی انگار از بخت بد فقط من صدا رو میشنیدم. به رگ غیرتم برخورد و سریع بلند شدم و رفتم طرف در(حالا هر کی ندونست خیال می کرد  می خوام گردن طرفو بشکنم)درو باز کردم دیدم یا ابالفضل..........................یه ترم بالایی که هیکل رستم دستان داشت(اینجا رو  جدی نگیرید) داره عکسو پاره می کنه.دیدم خود عکس هم چیز زیادی ازش نمونده و از قیمه و آبگوشت و قرمه سبزی گرفته تا ترشی و انواع و اقسام سالاد جات و کره وماست و پنیر و ...به عکس مالیدنو ما متوجه نشدیم .خواستم با دماغ بزنم تو مشتش ...گفتم گناه داره مشتش درد میگیره .بهش گفتم واسه چی عکسو پاره میکنی. گفت: دارم نوشتشو پاره میکنم دو خرداد رو مسخره کردین(معلوم بود ازون اصلاحاتیای تعصبی بود).گفتم این عکسو دوستم زده اگه  بفهمه واویلا می کنه(یکی از بزرگترین دروغای زندگیم همین بود.چون من لا اقل حرف زدن بلد بودم ولی کریم صداشم بالا نمیومد!)گفت :هر غلطی می خواین بکنین .برو بابا من شیش ترمه اینجام...منم خواستم بگم این حرفا رو هم طول این شیش ترم یاد گرفتی .ولی زبونم قفل شده بود.تا اینکه یکی اومد وساطتمون کرد.بعد قضیه رو  به کریم گفتم  و گفتم کریم خان عکس که میزنی گوشاتو هم خوب تیز کن .گفت اینا همونای اند که شعار جامعه ی چند صدایی و تحمل مخالف میدن .البته راست می گفت.خودشون یه عکس میرحسین  رو زده بودن رو در اتاقشون و کسی متعرضش نمی شد(استغفرالله!) حالا اینا که هیچچن باور کنید سرانشون هم اینجورین...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
var xpos=new Array() for(i=0;i=1;i--){xpos[i]=xpos[i-1]+kern ypos[i]=ypos[i-1]} xpos[0]=x+kern ypos[0]=y for(i=0;i