دنیـــــــــــای کوچک یک پزشک عمومی
دنیا چقدر کوچک است اگر اهل فکر کردن به بالاتر باشیم
یکشنبه 16 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد Dr

یکشنبه آخرین امتحان دوره ی فیزیوپاتولوژی رو هم دادم و با این امتحان پرونده ی دوره ی تئوری با همه ی فراز و نشیب هاش برای همیشه بسته شد و وارد دوره ی استیجری( کارورزی ) شدم. الآن که به پشت سرم نگاه می کنم می بینم خیلی چیزا عوض شده! با چه انگیزه های کوچیکی رشتمو انتخاب کردم . ترم اول تنها انگیزم شاید درخشیدن معدلم در بین معدلای خوب بود. ترمای بعد هم این انگیزه دووم نیاورد و دیگه کاملآ چند ترم بی هدف ادامه می دادم. ولی بعدها ...بعدها وقایعی پیش اومد که باعث شد بیشتر فکر کنم. به اینکه چرا اومدم این رشته؟! از این رشته چی می خوام؟ چرا این همه سال باید بخونم! گذر بهترین سالهای عمرم، یه زندگی پر استرس، ریزش موهام،... .روزها در پی جواب این سؤالا بودم تا این که... با خودم گفتم ببین! درسته که با اهداف كوچیك و پستی شروع کردی، ولی قطعآ تو انتخاب شدی! این قسمت تو بوده! پس به قسمتت راضی باش! این بود که بالآخره یه انگیزه ی خوب پیدا کردم: ادای تکلیف. بعد از اون با همین هدف ادامه دادم. نمی دونم سربلند بیرون اومدم یا نه؟ الآن که وارد بیمارستان می شم، دیگه خوابگاه رو مناسب این هدف ندیدم و با تصمیمی جدی وداع یاران گفتیم و در پی سرنوشت رفتیم همون جایی که یه روزی بهش می گفتیم خوابگاه ارواح! هم اتاقی یه رزیدنت سال آخر داخلی شدم. آدم خوبیه! گرم و متواضعه. شنبه بخش شروع میشه. فعلآ به خدا می سپارمتون.

                                                          تمام

 





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 11 مرداد 1391 12:50 بعد از ظهر
منم تصمیممو گرفتم..بقیه ش توکل به خدا که اگه صلاح بود جابجاییم انجام بشه..
ممنونم از راهنماییتون..
یکشنبه 8 مرداد 1391 11:28 قبل از ظهر
سلام آقای دکتر
دقیقا حس و حال منو گفتین..دلم میخواد از همه ی دوستام جدا شم و برم دنبال همون ندایی که..
اما حیف که هربار به مامان بابام میگم بیاین مشهد تا دیگه نرم خوابگاه..میگن چرا..با دوستات نمی سازی؟
آخه چرا نسازم؟ کاش میفهمیدن..بودن با اونا..از هدف دورم میکنه..اون چیزی که باید باشم..
به فکرم رسید برم با سال بالاییا..اما یکم میترسم..اما دیدم شما رو امیدوار شدم..کمکتون کرد این کار؟فک میکنین با دوستاتون بودین بهتر بود یا الان ؟
ممنون

محمد Drآره- الآن وجدانم راحته که دارم سعیمو می کنم و فردا اگه دست گلی به آب دادم، لااقل عذاب وجدان نداشته باشم که اگه بیشتر می خوندم...
پنجشنبه 17 فروردین 1391 01:08 بعد از ظهر
متن اخلاق حرفه ای كه گذاشتی خیلی قشنگ بود
دوشنبه 29 اسفند 1390 02:48 بعد از ظهر
سلام دکتر میخواستم توضیح بدی توی دوره فیزیوپاتی از روی چه کتابهایی بخونم بهتره به ایمیلم بفرست iman691020@yahoo.com مرسی
یکشنبه 23 بهمن 1390 01:21 بعد از ظهر
سلام
تبریك
جمعه 21 بهمن 1390 12:36 بعد از ظهر
سلام.محمد خان.من الهام دانشجوی ترم 5 پزشکی دانشگاه بوق!هستم!بچه مشدم اما!میخواستم ببینم واسه علوم پایه کلاس ملاسی چیزی میزی تو این مایه ها نی؟!کتاب میر رو بخونیم پاسیم قطعا؟!!اگه راهنمایی بکنید این جانب رو آقای دکتر ممنون میشم!میلم رو هم براتون فرستادم
سه شنبه 18 بهمن 1390 02:01 بعد از ظهر
سلام
خوش به حالت نصفه راهو رفتی
من که اولشم خدا به دادم برسه
راستی منم مطمئنم که بیشتر انگیزه ها در طول تحصیل(بیشتر رشته خودمونو میگم) عوض میشه و جاشونو به انگیزه های ارزشمند و واقعی تر میدن
سه شنبه 18 بهمن 1390 12:06 بعد از ظهر
سلام
بله انگیزه مهمترین نیروی محرکه واسه هرکاریه خصوصا درس خوندن
رشته و شغل مقدسی دارید
موفق باشید
دوشنبه 17 بهمن 1390 08:35 بعد از ظهر
سلام تبریسك میگم
وبت عالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
var xpos=new Array() for(i=0;i=1;i--){xpos[i]=xpos[i-1]+kern ypos[i]=ypos[i-1]} xpos[0]=x+kern ypos[0]=y for(i=0;i