دنیـــــــــــای کوچک یک پزشک عمومی
دنیا چقدر کوچک است اگر اهل فکر کردن به بالاتر باشیم
چهارشنبه 6 بهمن 1389 :: نویسنده : محمد Dr

خب از زیر بار امتحانات سخت خلاص شدیم و بالآخره تونستیم نفسی بکشیم. هی...

بد نیست یه کم در مورد خوابگاه و حسنات (مگه داره ؟!) و معایبش بگم.

مدتی بود تو اتاقمون یه بویی پیچیده بود ولی از بس خودمون بش عادت کرده بودیم، اصلآ متوجه نبودیم. تا این که یکی از دوستان از اتاق بغلی اومد اتاقمون درس بخونه، گفت اتاقتون یه بوی خاصی می ده، نمی شه درس خوند. احتمالآ در گوشه ای از اتاق یه فرآیندی، تخمیری، تکثیری در حال انجامه! بلافاصله دست به کار شدیم و جست و جو جهت پیدا کردن منشأ بو رو شروع کردیم.

بعععععععععععععله پس از اندکی تجسس منشأ رو پیدا کردیم: پناه شب های گرسنگی، مأمن شکم های عاشق، یخچال عزیز! کف یخچال شیر ریخته بود و محیط کشتی بس غنی رو برا انواع و اقسام میکروارگانیسم از قارچ گرفته تا تک یاخته و ترماتود و... فراهم کرده بود.

قبلآ هر موقع دلمون می گرفت و دپسرده می شدیم، یه کم تو راهرو قدم می زدیم و به بدبختیامون فکر می کردیم و بعد خیلی دراماتیک سرمونو می کردیم تو پنجره و با دیدن تردد ماشینا و شلوغی خیابون یه کم تسکین می یافتیم که زندگی هنوز جریان دارد...

ولی گویا این کار به مذاق همسایه های رو به رو خوش نیامده و آن را حمل بر پررویی و سوء نیت ما کرده، فالفور با چهره ای در هم کشیده و مشت هایی گره کرده و سینه ای ستبر و خلاصه سرشار از غیرت به خوابگاه آمده و موضوع را با سرپرست خوابگاه در میان نهاده و نهایتآ پس از مشاجرات و مباحثات و صرف فسفر فراوان، سرپرست خوابگاه به این نتیجه می رسد که اصلآ باید پنجره های خوابگاه را گل گرفت! چندی بعد چند تن از کارگران تأسیسات در خوابگاه حضور به هم رسانیده و در مقابل چشمان مبهوت ما با پتک و چکش به جان شیشه های خوابگاه می افتند که می خواهیم شیشه ی مات نصب کنیم!

منظره ی خیلی تأسف باری بود. حالا خداوکیلی اگه کسی بخواد شهوترانی کنه، میاد پشت بنجره های خوابگاه و به فاصله ی سی چل متر اونورترو می پائه، بلکه نائل به زیارت یه سیاهی به اندازه ی مورچه بشه، یا خیلی راحت می ره بیرون توخیابون... الحمدلله که...

درهای اتاقا!!! واقعآ مضحکه. آهنی، ضخیم و بدون هیچ عایق و منفذ گیری ولی با شیشه ی دو جداره!!!!!!!!!!!

باور بفرمایید وقتی در فاصله ی یه متری ازشون می شینی، گویی در سلسله جبال هیمالیا مشغول صرف بستنی هستی!

سرما که سهله، باور کنید، باد هم میاد تو!!!! کافیه پرده رو بکشی روش تا ببینی چقدر شکم می زنه!

این آب آشامیدنی ماست!!! نگید جون من میدونم.....


این دیگه نوبره! شاهکار! اول ترم که اومدیم، چندین اکیپ از تأسیسات و تعداد زیادی کارگر اومدن و شروع به چکش زدن و جوشکاری و آهن تفتن کردن که می خوایم پله ی اضطراری بسازیم. پس از صرف هزینه ی زیاد و چندین شبانه روز کار بی وقفه و شترق شتروق بالآخره تونستن چار تا پله ی اضطراری واسه دو بلوک درست کنن.

یه چند روزی از افتتاح پله ها گذشته بود و ما هم گهگاهی اضطراری و میانبری! ازشون استفاده می کردیم، که در نهایت تعجب سرپرستی خوابگاه درشونو قفل کرد!!!!!!!!!!!! ظاهرآ وزش باد و به هم خوردن درها دلیل اخذ این تصمیم عجیب از طرف سرپرستی بود! همین مونده مثلآ تو یه آتش سوزی ساده خود آتیش تلفات نده ولی تلاش بچه ها برا گریختن از طریق پله ها منجر به قلع و قمع شدن یه عده بشه! خیلی خیلی مضحک تر این که چند وقت پیش تو خوابگاه مانور زلزله برگزار شد و کمی قبل از وقت موعود سرپرستی درا رو باز کرد و پس از اتمام مانور دوباره بستشون!!!!!!!!!!!





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 بهمن 1391 09:07 بعد از ظهر
من مهمون خوابگاتون بودم و میدونم چی کشیدید
یکشنبه 27 فروردین 1391 07:08 بعد از ظهر
یك سرپرست :

دانشگاه و دانشجو محور توسعه محسوب می شوند و خوابگاه دانشجوئی به عنوان خانه دوم دانشجو اهمییت ویژه ای در حفظ آرامش روحی و فکری , اعتلای شخصیت و ارتقای کیفیت تحصیلی دانشجویان دارد. به منظور تسهیل و بهبود کیفیت زندگی در مجتمع های خوابگاهی , ضرورت تدوین مقررات و ضوابط راهگشا و شفاف برای رعایت حقوق فردی و جمعی , ارزش گذاری به شان و مقام , تامین امنیت و قانونمند نمودن سکونت دانشجویان اجتناب ناپذیر می باشد. تامین رفاه وآسایش دانشجویان درخوابگاه به عهده اداره امورخوابگاهها میباشدخوابگاه محیطی است كه دانشجویان ساكن ضمن پرداختن به آموزش درآنجا زندگی می كنندودرواقع بخش مهمی اززندگی دانشجودرخوابگاه میگذرد.
به دلیل اهمیتی كه دوران دانشجوئی داردوبه لحاظ تاثیری كه محیط برشخصیت افرادمیگذاردایام سكونت درخوابگاهها یكی ازمهمترین ایام زندگی دانشجو است .
دوران سكونت درخوابگاه برای دانشجویانی كه ازنقاط مختلف كشور عزیزمان دریك مجموعه گردهم آمده وبا هم زندگی می كنند وهدف مشتركشان انجام رسالت مهم خدمت به انسانها است می تواند زمینه ساز مودتها وبرادریها باشد و به همین جهت افرادی كه در امور سكونت خوابگاهها اشتغال دارند باید دارای ویژگیهای مثل قابلیت حسن سلوک و رفتار با همکاران و دانشجویان ، خلاقیت ، توان برنامه ریزی ، ابتکار ، فکر بلند ، هوش سرشار ، قوه ذهنی مناسب ، توانایی لازم در بحث و صحبت ، اطلاعات کافی در زمینه شیوه های نوین مدیریت ، توانایی جسمی ، پی گیری و مراقبت در مورد فعالیتهایی که در بخشهای دیگر انعکاس دارند.سرپرستان خوابگاه بایستی با ارزشیابی صادقانه خود با نقاط ضعف و قوت خود آشنا شده و با ارزشیابی های مکرر خود سعی در اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خود بر آیند
یکشنبه 27 فروردین 1391 07:03 بعد از ظهر
اصلاحیه پیام
یك سرپرست
با سلام دوست عزیز
پس از یك سال آمدم فقط جهت عرض سلام و ارادت دوست عزیز
یکشنبه 27 فروردین 1391 07:02 بعد از ظهر
یك سرپرست
با سلام دوست عزیز
پس از یك سال آمدم فقط جهت عرض سالم وارادت دوست عزیز
یکشنبه 20 آذر 1390 08:39 قبل از ظهر
با سلام من هم دانشجوی علوم پزشکی هستم..اما اگر عکس های خوابگاهمان را ببینید حتما از خوابگاه خودتان راضی میشوید....راستی وبلاگ زیبایی دارید
جمعه 11 آذر 1390 01:25 بعد از ظهر
خوابگاهی بودن سختتتتتتتتته....
حالا میفهمم! ‏
‏ ولیبه خاطر عشق به رشته ام تحملش میکنم...
.
.
.
نه..........
فیزیو تو این شلوغی نمیره تو مخم....
جمعه 11 آذر 1390 01:24 بعد از ظهر
خوابگاهی بودن سختتتتتتتتته....
حالا میفهمم! ‏
‏ ولیبه خاطر عشق به رشته ام تحملش میکنم...
.
.
.
نه..........
فیزیو تو این شلوغی نمیره تو مخم....
پنجشنبه 21 مهر 1390 11:21 قبل از ظهر
سلام .
وبلاگ شما واقعا جالبه و از خوندنش لذت بردم.برای شما آرزوی موفقیت دارم.
شنبه 7 خرداد 1390 10:03 بعد از ظهر
در جواب كامنت آرام
بنده هم بر شما درود می فرستم
اصولا" سرپرستان خوابگاههای پسرانه با دانشجویان ارتباط بسیار خوبی دارند واكثرا" وبلاگ باز هستند
البته خوابگاه صدف یه چیزه دیگه ای است دانشجویانش وسرپرستانش در ایران بی نظیر هستند
جمعه 6 خرداد 1390 01:01 بعد از ظهر
سلام
اول تبریک به خاطر وبلاک قشنگتون و اما درباره ی وضعیت خابگاه ، به نظرم مشکلات توش هم می تونیه دانشجوهارو با هم متحدتر و یک دل تر کنه هم یکم مقاوم تر در برابر مشکلات .........
مساله پنجرتون واقعا خنده داره
اما خسته شدید برید بیرون تو محوطه قد بزنید بهنجره کفایت نکنید......
خدا حافظ
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 02:15 بعد از ظهر
خیلی جالب بود.خوشحالم که سرپرست خوابگاهی به باسوادی شما وجود داره که اهل وبلاگ هم هست.من به تمام سرپرستهای وبلاگباز از همین جا درود می فرستم و امیدوارم هرجا که هستن موفق باشن.
جمعه 2 اردیبهشت 1390 07:19 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز
جواب شمارا خواندم و نتایج خوبی داشت . تمامی مشكلات شما را به مسولان فوق گزارش داده ام و از انها خواستیم كه از طریق دانشگاه علوم پزشكی جندی شاپور اهواز این مشكلات پیگیری شود. و مطمعنا"رفاه شما عزیزان مهمترین كار یك سرپرست خوابگاه می باشد و حمایت شما بزرگترین دلگرمی برای یك سرپرست خوابگاه ست . به امید موفقیت شما در تمامی مراحل زندگی و تحصیل
محمد Drممنون. با آرزوی موفقیت برای شما و همکارانتان
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 05:34 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز
من مطالب شمارا خواندم وعكسهای شمارا دیدم . قبل از هر چیزی بگویم كه من این خوابگاه را خوب می شناسم و یكی از بهترین واستاندارد ترین خوابگاههای كشور است خوابگاه صدف تقریبا" تمامی اصول را رعایت كرده مثلا"
1- فضای موجود در خوابگاه وشكل هندسی آن وحفظ حریم دو اتاقروبروی هم
2- استفاده از پله های اضطراری باشیشه های سیكوریتی كه در هنگام حادثه نیازی به باز كردن قفل آنها نیست و با وارد كردن كوچك ترین ضربه شیشه آ متلاشی می شود
3- سرپرستانی بسیار خوب واجتمایی كه بنظر بنده ارتباط بسیار خوبی را با دانشجو دارند
4- در خصوص شیشه دو جداره به عرض
می رساند كه این تصمیم استاندارد ساختمانی مبحث 19 میباشد ولی حالا خوب كار نشده بحث جدایی دارد
5- پنجره های رو به خیابان هم همانگونه كه می دانید شهرداری به ساختمانهی آپارتمانی كه در مقابل هم هستند زمانی پایان كار میدهد كه شیشه های پنجره وراهروهای خود را استتار نمایند
..................................................ونكته ای در خصوص یخچال اتاق مجاور عرض نمایم كه مسول نظافت اتاق و وسایل موجود در اتاق دانشجو به عهدیه خود دانشجو می باشد وآن عكس كف یخچال واقعآ موجب تاسف است
از شما عزیزان خواهشمندم انتقادهای سازنده و علمی كنید تا انشالله مشكلات به حد اقل برسد
ببخشید كه مسدع اوقات شریف شما شدم
محمد Drبا سلام-اول از اینکه به بلاگم سرزدید و با حوصله جواب دادید، ممنون. تو این مطلب من سعی کردم مشکلاتی رو که تو خوابگاه می بینم، با چاشنی ای از طنز بیارم. و از طرفی همه ی تقصیرات رو هم متوجه شما نمی دونم مثل کثیفی یخچال اتاقمونو که چون زیر جامیوه ای بود از چشممون پنهان مونده بود.
فقط ذکر چند نکته اینکه:1-در مورد درای خوابگاه که دلیل خاصی نیاوردید و البته من این مشکل رو مربوط به سرپرست ها ندونستم 2-من از اخلاق سرپرست ها انتقادی ندارم3_شما گفتید "شهرداری به آپارتمانایی که روبه روی هم هستند، پایان کار نمی ده مگه اینکه..."خب تا جایی که من میدونم هیچ آپارتمانی روبه روی ما نیس. ولی اگر کلآ منظورتون این بوده که فقط یه طرف آپارتمان باشه و روبه روش مسکونی، باز این ایراد به مسئولین( و لزومآ نه شما) وارده که چرا اول قوانین رو مطالعه نمی کنن که بعد از حدودآ دو سال بیان شیشه ها رو بشکنن.
دوشنبه 15 فروردین 1390 09:25 بعد از ظهر
وای چه وضع رقت باری تو خوابگاهتون دارید!!!!!یعنی حتی یه بار هم به این وضع اعتراض نکردین؟؟؟
امیدوارم وضعتون از اینی که هست بهتر بشه
فعلا بای.
دوشنبه 15 فروردین 1390 02:26 بعد از ظهر
سلام.از وبلاگتون خوشمان آمد! لینکتان نمودیم! چنان چه مایلید بلینکید!
یکشنبه 7 فروردین 1390 06:05 بعد از ظهر
سلام.من خوابگاهی نیستم اما خیلی تو خوابگاه پلاسم!
چون واقعا بچه های خوابگاهی خیلی جو صمیمی دارن!.درسته مشکلات زیاده
اما به نظرم میارزه بهش که یه زندگی متفاوت رو تجربه کنی.
به عنوان یه ترم پایینی! خوشحال میشم از تجربیاتت استفاده کنم!
حتما بهم سر بزن
موفق باشی
یاعلی
جمعه 5 فروردین 1390 11:17 بعد از ظهر
سلام دوست گرامی
ممنون از حضورتون ، خب از اسم وبلاگم هم مشخصه فوتوبلاگ می خواستین توش چی ببینین خب معلومه عکس می بینین
سه شنبه 24 اسفند 1389 11:25 قبل از ظهر
سلام دکتر آینده
امیدوارم که خوب باشی
ولی نمیدونم چرا دیر به دیر آپ میکنی؟!
من مجددا آپم
سه شنبه 17 اسفند 1389 11:57 بعد از ظهر
سلام من دانشجوی پزشكیم تازه وبلاگمو سهاخنم فراره توش خاطاته روزانمه بنویسم
خیلی خوشحال شدم وقتی وبلاگتونو دیدم خوشحالم میكنید اگه بهم سر بزنید
سه شنبه 17 اسفند 1389 11:57 بعد از ظهر
سلام من دانشجوی پزشكیم تازه وبلاگمو سهاخنم فراره توش خاطاته روزانمه بنویسم
خیلی خوشحال شدم وقتی وبلاگتونو دیدم خوشحالم میكنید اگه بهم سر بزنید
سه شنبه 17 اسفند 1389 11:33 بعد از ظهر
سلام
من دوباره آپم
دوس داشتی بیا خوشحال میشم
دوشنبه 16 اسفند 1389 02:52 بعد از ظهر
سلام وبلاگ متفاوتی برام خیلی جالب بود اگه اجازه بدید وبلگتون رو لینک کنم
محمد Drخواهش می کنم!
دوشنبه 16 اسفند 1389 02:52 بعد از ظهر
سلام وبلاگ متفاوتی برام خیلی جالب بود اگه اجازه بدید وبلگتون رو لینک کنم
چهارشنبه 11 اسفند 1389 02:00 قبل از ظهر
سلام خوبی؟
با یه مطلب جالب آپم
اومدی نظر یادت نره
پنجشنبه 5 اسفند 1389 12:33 بعد از ظهر
سلام خوبی؟منو که یادت میاد نهالم.بعد از مدتها اپ شدم خواستی یه سر بهم بزن...موفق باشی
شنبه 30 بهمن 1389 09:27 بعد از ظهر
سلام
خوشم اومد که وبلاگتون مثل خودم همه موضوعی قاطی پاطی یه!
درضمن منم خوابگاهی ام و دردآشنا
دوس داشتی یه سر بزن تا باهم تبادل لینک داشته باشیم
جمعه 22 بهمن 1389 03:55 بعد از ظهر
خدایااااااااااااااااا
شما که تازه اولای راهم هستین
سه شنبه 19 بهمن 1389 09:41 بعد از ظهر
سلام.دانشجو پزشکی هستین؟منم از این حرفای ناامید کننده زیاد شنیدم.مطالبتون جالب بود ولی معرفی کتاب (خاطرات)همون چیزی بود که دنبالش بودم.ممنون
محمد Drخواهش می کنم
یکشنبه 17 بهمن 1389 04:51 بعد از ظهر
salam rastesh man be ye natije residam ke daneshjuhaye pezeshki kheili binazmannnnnnnn tu khabgahe maham az in etefaga miofte!!!!!!!
محمد Drنظر لطفتونه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
var xpos=new Array() for(i=0;i=1;i--){xpos[i]=xpos[i-1]+kern ypos[i]=ypos[i-1]} xpos[0]=x+kern ypos[0]=y for(i=0;i