دنیـــــــــــای کوچک یک پزشک عمومی
دنیا چقدر کوچک است اگر اهل فکر کردن به بالاتر باشیم
شنبه 8 خرداد 1395 :: نویسنده : محمد Dr
در بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان‌ دادند که باید پایش را به علت عفونت می بریدیم.
دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید.
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته.
لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم. پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر...  برو بالاتر...
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.  چقدر آشنا بود.  وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :- بچه پامنار بودم.  گندم و جو می فروختم.  خیلی سال پیش.  قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم... دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم. خود را به حیاط بیمارستان رساندم.  من باور داشتم که
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

دکتر مرتضی عبدالوهابی
منبع: پایگاه خبری تحلیلی پارسینه




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 مرداد 1395 06:38 بعد از ظهر
فوق العاده بود....
یکشنبه 6 تیر 1395 07:19 بعد از ظهر
خیلی خوبه مطالبتون تشکر13
یکشنبه 6 تیر 1395 09:02 قبل از ظهر
دکی جون مطلب جدید بزار چن وقته میام به روز نشده خوشبحالت پزشکی کاش منم به ارزوم برسم راستی امشب شب قدره دعاتون میکنم دعام کنید
شنبه 29 خرداد 1395 06:04 بعد از ظهر
به به تبریک بخاطر تغییر اسم وبتون...
محمد Drممنون
چهارشنبه 26 خرداد 1395 08:05 بعد از ظهر
سلام دکتر.خسته نباشید.من در حال حاضر دانشجوی فیزیوپاتم اتفاقی با وبلاگتون اشنا شدم.میخواستم بدونم راهی برای استریت شدن هست یا نه؟
محمد Drسلام. آره. رتبه خوب داشتن تو کلاس، نمره ی خوب تو پره انترنی، رینگ استریتی،...
چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:22 قبل از ظهر
خیلی خوب بود!
یکشنبه 23 خرداد 1395 03:54 بعد از ظهر
سلام اقای دکتر...یه سوال دارم راسته ک میگن اگه بری رشته پزشکی دیگه وقت سرخاروندن هم ندارن؟مصلا یه جا نوشته بود ب گفته ی یک پزشک که من اصلا نمیتونم هیچ فیلمی ببینم هیچ جا برم راسته عایا؟!
محمد Drاغراقه... ولی نسبت به بقیه رشته ها بیشتر باید خوند
چهارشنبه 19 خرداد 1395 11:00 بعد از ظهر
سلام،خدا تو نظام آفرینش دو نوع رفتار با بندش داره،یکی با عدلشه یکیم با فضلش،با عدلشه که برای هر کار بدمون کیفری وجود داره اما قبل اینکه بخواد با بندش با عدل رفتار کنه با رحمانیتش رفتار میکنه.در پناه حق.
دوشنبه 17 خرداد 1395 07:48 قبل از ظهر
سلام ببخشید یه سوال داشتم من نه از پزشکی متنفرم نه خیلی عاشقشقم بین دندون و پزشکی به نظر شما کدوم اینده بهتری داره؟
شیراز زندگی میکنم و تقریبا دندون پزشک اشباع شده
درمورد رشته ها در حد حرف تحیقیق کردم از هر کی میپرسم میگ پرشکی باید عاشقش باشی همه جوره از خودت مایه بذاری
من ازاد بودم ولی انصراف دادم ک سراسری قبول شم امسال
من از درس خوندن و شرایط سخت فراری نیستم ادمی هستم ک تو هر چیزی سخت ترین راه ایده ال ترین و بهترین انتخاب کردم
یعنی از درس خوندنش و کشیک هاش و بقیه سختیاش خسته نمیشم
فقط میترسم نتونم با خون و اینا کنار بیام حالم بهم بخوره-__-
رشته دندون خب خیلی راحت تره ولی هیچ علاقه ای ب کشیدن دندون و اندو ندارم و بین تخصص هاش هم فقط ارتودنسی دوس دارم
خیلی محدوده نه زمینه تحقیقیاتی داره ن هیجان ن ذوق...
خیلی سردرگمم
از هرکی هم میپرسم میگ هرجور خودت میدونی
محمد Drمنم میگم هر چی خودتون میدونید. سختی های تحصیل پزشکی بیشتره خیلی ولی به خون و اینجور چیزا عادت میکنید مشکلی نیست.
پنجشنبه 13 خرداد 1395 01:33 قبل از ظهر
جالبه
چوب خدا صدا نداره! العاقبه اللمتقین
چهارشنبه 12 خرداد 1395 12:32 قبل از ظهر
ی پوزخند نشست رو لبام
چقد نامردی کردیم و چوبشو خاهیم خورد خدا میدونه
دوشنبه 10 خرداد 1395 06:43 قبل از ظهر
حرف حساب جواب نداره واقعا عالی بود هیچ چیز بی جواب نمیمونه
یکشنبه 9 خرداد 1395 06:58 بعد از ظهر
واقعا قشنگ بود خیلی قشنگ...
*چوب خدا صدا نداره*
یکشنبه 9 خرداد 1395 10:04 قبل از ظهر
خیلی عالی و جالب بود13
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
var xpos=new Array() for(i=0;i=1;i--){xpos[i]=xpos[i-1]+kern ypos[i]=ypos[i-1]} xpos[0]=x+kern ypos[0]=y for(i=0;i