دنیـــــــــــای کوچک یک پزشک عمومی
دنیا چقدر کوچک است اگر اهل فکر کردن به بالاتر باشیم
شنبه 22 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد Dr
انگار همین دیروز بود... سالن تشریح... طبقه ی بالا... کلاس 103 اگه اشتباه نکنم... 48 نفر بودیم تو یه کلاس جمع شده بودیم، دختر و پسر. یه دنیای جدید با کلی چیزهای جدید  که باید سر درمی آوردیم. دانشگاه، استاد، تشریح، آناتومی سخت و فرار،... یکی برنامه داشت درس بخونه و مثل دبیرستان شاگرد اول باشه یکی اومده بود کارای فوق برنامه انجام بده، اون یکی عشق کارای سیاسی بود و یکی هم اومده بود صفا کنه با دانشگاه... .
هفت سال و نیم گذشت! با همه ی فراز و فرودایی که داشت، به اندازه ی یه پلک به هم زدن بود!
پنج ترم علوم پایه. ترم اول چقدر استرس داشتیم! اساتید رفرنس های گنده و سخت رو معرفی می کردن و ما می گرفتیم و سعی می کردیم خط به خطش رو سر در بیاریم! فکر می کردیم اگه بیوشیمی هارپر رو خط به خط نخونده باشیم دیگه پزشک خوبی نمی شیم! این وسط انگار یه چیزی کم بود! انگار بین دبیرستان و دانشگاه یه دوره بود که ما نرفته بودیم و برا همین همه چی برامون سخت بود. چقدر درس خوندن بقیه رو زیر ذره بین می گرفتیم و سعی می کردیم درس خوندن خودمونو پنهان کنیم! همه میخواستن بگن من نمره ای که میارم بیشتر نتیجه ی هوشمه تا درس خودندنم!! به خاطر یه امتحان ساده مثل فیزیک پزشکی که یک کلمه به دردمون نخورد، شبا تا صبح بیدار می موندیم! امتحان روانشناسی و بیوشیمی و جنین و... که جای خود دارد.
بعدش باید دو ترم فیزیوپاتولوژی می خوندیم یعنی تازه باید می فهمیدیم چه بیماری هایی وجود داره و درمانشون چیه و... . هر روز کلاس و کیسهایی که روی کاغذ می خوندیم! مریض که به چشم نمی دیدیم. می خوندیم که تشخیص این بیماری با سی تی اسکن، آنژیوگرافی یا ام آر آیه ولی هیچ تصور درستی از اینا نداشتیم، یعنی هر چی میخوندیم احساس می کردیم رو هواست!
بعدش قرار بود پنج ترم اکسترن باشیم. یعنی بعد 7 ترم تازه بریم برای اولین بار بیمار رو از نزدیک ببینیم! ببینیم این بیماری که میگن چه شکلیه چطور حرف میزنه...! فکر کردیم حالا دیگه بالا سر بیمار از سیر تا پیازشو برامون میگن! ولی دیدیم نه! استادای عزیز که همیشه با عجله میومدن ویزیت می کردن و می رفتن! دستیارا رو موظف به آموزش ما می کردن! دستیاری که خودش دانشجو بود و اونقدر سرش گرم کارا بود که نه می تونست درس بخونه و نه به ما آموزش بده، نه علمشو داشت و نه وقتشو.
 ما هم تو بخش ها رها میشدیم به امون خدا که خودمون آموزش ببینیم بدون اینکه کسی باشه تا ابهاماتمون رو ازش بپرسیم.
و نهایتا اینترن شدیم یعنی کارورز که اسمش رو خودشه. باید علاوه بر اینکه صبح تا ظهر توی بیمارستان حضور داشتی باید 10 تا کشیک 24ساعته در ماه هم میدادی! اگه قبلا می تونستیم مدعی آموزش باشیم ولی الآن حتی دیگه نمی تونستیم بگیم آموزش میخوایم. تو خیلی از بخشها مثل جراحی و نوروسرجری این واژه مترادف کارگر بود! کارهایی رو موظف بودی انجام بدی که هیچ ربطی به حرفه آیندت نداشت مثلا باید پانسمانا رو عوض می کردی، بیمار و عکساشو حمل می کردی، قند خون بیمارا رو هر یه ساعت چک می کردی و... . البته بعضی بخشها آموزشای قطره چکانی هم داشت ولی در برابر کاری که ازت میکشیدن قطره بود در برابر دریا!
ولی هر چی بود تموووووووووووم شد. پنج روز دیگه اینترنی و کشیکاش هم تموم میشه و فقط می مونه یه دفاع! باید برم دنبال سرنوشت ببینم چی برام در نظر گرفته. باید ببینم جامعه چطور با من برخورد خواهد کرد...
 




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 مرداد 1395 01:02 قبل از ظهر
سلام اقای دکتر خداقوت..منم دانشجوی سال اول پزشکیم تهران زندگی میکنم و.قزوین درس میخونم ..راستش نمیدونم کدوم درسامون برااینده کاری به درد میخوره ..میشه لطف کنین بگین چ درسایی توی علوم پایه به درد بخوره و باید بیشتر روی اونا وقت بزاریم ..ک توی اینده به کار میاد..ممنون و ببخشید وقتتونو گرفتم ...ان شاالله موفق باشید ..
یکشنبه 13 تیر 1395 02:51 بعد از ظهر
سلام آقای دکتر خسته نباشین راستش من می خواستم پزشکی بخونم ولی با این چیزایی که شما تعریف کردین کلا پشیمون شدم ینی ایقد سخته آدم نمی کشه
جمعه 28 خرداد 1395 12:25 قبل از ظهر
ببخشید میپرسم این هم کارحقوق هم میدن جدی راست بگید چقدر میدن؟؟؟
محمد Drمنظورتون کارورزیه؟ حدود500
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 03:17 قبل از ظهر
سلام.من دانشجوی ترم آخر علوم پایه دانشگاه مشهدم.از لحن صحبت کردن و داستان تعریف کردنت خوشم اومد.ایول.انشالله تخصص مورد علاقت قبول شی.
سه شنبه 24 فروردین 1395 12:12 قبل از ظهر
سلام ببخشین نمیخواین پست جدید بگذرارین؟؟؟
چهارشنبه 18 فروردین 1395 03:39 بعد از ظهر
سلام...خوشبحالتون .من که آرزومه پزشکی قبول شم ...
میشه بپرسم فارغل التحصیل کدوم دانشگاه هستین؟؟؟
محمد Drسلام. اهواز
دوشنبه 16 فروردین 1395 11:44 بعد از ظهر
با همه ی سختیایی كه میگین، فقط میتونم بگم خوش ب حالتون! حداقلش مجبور نیستید ریاضی و فیزیك از صب به زور بكنید تو مغزتون..رشتتونو خودتون انتخاب كردید و دوسش دارید..برا ما كنكوریای بدبختم دعا كنید!
شنبه 7 فروردین 1395 04:34 قبل از ظهر
I wish you success!
شنبه 7 فروردین 1395 01:44 قبل از ظهر
سلام من ۳ترم ژنتیک دانشگاه ازاد خوندم بعد به خاطر ی مشکلی که دارم ۱سال مرخصی گرفتم یعنی ۲ ترم دانشگاه نرفتم معلوم نیست ترم های بعدی بتونم یا نه مشکلمم بیماریه. ولی من عشق پزشکیم از همه مشکلات و بدبختیاش خبر دارم ۷۳ایم دوباره کنکور بدم یا لیسانس بگیرم بعد پزشکی برم؟؟؟عزیز راهنمایی کن
محمد Drسلام. اگر لیسانس بگیرید باید برای پزشکی خوندن پول زیادی هر ترم پرداخت کنید. ولی اینکه پزشکی میخواید و میتونید بستگی به خودتون داره...
سه شنبه 3 فروردین 1395 07:52 بعد از ظهر
من یک دانش اموزسال چهاریم ازاین که تجربیاتتون رو خوندم خیلی ذوق زده شدم
بنظرم باهمه ی سختی هاش شیرین به نظرمیاد
بیشترازاون از اینکه یک همشهری اینو نوشته خوش حال شدم
امید وارم منم مثل شمابشم بااینکه وقتی ندارم اماتلاشمومی کنم
یاعلی
سه شنبه 3 فروردین 1395 05:55 بعد از ظهر
H
دوشنبه 2 فروردین 1395 08:54 بعد از ظهر
سلام دکتر،نه خسته و تبریک بابت پایان یه مرحله از درستون،دکتر من تازه اینترن شدم، میشه بر اساس تجربه تون بگید چطور میشه یه دوره اینترنیه خوب داشت؟چیکار باید کرد تا یک اینترن خوب شد؟
محمد Drجسور باشید، اردر بذارید، اینتوبه کنید، چست تیوب بزنید،... و علاوه بر وظایفی که دارید نگاهی هم به جنبه ی علمی کارها داشته باشید مثلا پیگیر تشخیص بیمارا باشید، نکات مثبت معاینه شون رو توجه کنید، نوار قلب و عکس قفسه سینشون رو ورنداز کنید و... اولش سخته ولی هر وقت به وظایفتون مسلط شدید، میتونید بخشی از توجهتون رو هم معطوف اینها بکنید.
دوشنبه 2 فروردین 1395 03:16 بعد از ظهر
سلام آقای دكتر
می خواستم در مورد فیزیو پات ازتون سوال بپرسم
به نظرتون تو این دوره بهتره رفرنس بخونیم یا این كتابای خلاصه مثل گایدلاین و پارسیان و .... ؟
محمد Drاگه بتونید رفرنس بخونید و جمع کنید که بهتره! ولی معمولا نمیشه. پارسیان دانش و گایدلاین رو هم اگه بتونید بخونید یک اکسترن با سواد میشید!
دوشنبه 2 فروردین 1395 01:27 قبل از ظهر
سلام ممنون دکتر جواب دادین. عیدتون هم مبارک .سال خوبی داشته باشین.
شنبه 29 اسفند 1394 04:37 بعد از ظهر
ممنون دکتر لطف کردین جواب دادین. مهر کاروزی اعتباری نداره؟ منظورم اینه که مثلا کارورز برای خانواده خودش نسخه بنویسه میشه؟ داروخونه دارو میده؟تخلف نیست؟
محمد Drمهر کارورزی کاربردی نداره چه اقدامات تشخیصی چه درمانی! فقط برای اینه که چیزی تو بیمارستان نوشتی بدونن تو نوشتی!
جمعه 28 اسفند 1394 11:35 قبل از ظهر
سلام دکتر جان هنوز منتظر جواب هستم. میشه جوابمو بدی؟ چرا به وب سر نمی زنی؟
پنجشنبه 27 اسفند 1394 10:17 بعد از ظهر
سلام خوش به حالتون کاش جای شما بودم. یه سوال داشتم ممنون میشم جواب بدین. میخواستم بدونم شما در دوران کارورزی مهر دارین؟ پسرا بعد سربازی مهر میگیرن یا بعد فارغ التحصیلی؟
محمد Drمهر کارورزی داریم که قابل استفاده نیست. بعد از فارغ التحصیلی مهر میگیریم
پنجشنبه 27 اسفند 1394 06:48 بعد از ظهر
خوش بحاتون
یعنی منم میبینم اون روزو که خبر فارغ التحصیلیمو بنویسم تو وبلاگم؟
شنبه 22 اسفند 1394 11:14 بعد از ظهر
کاش ی کم این پروسه ی طاقت فرسا راحت تر میگذشت
شما تموم کردین و الان که از دور بهش نگاه میکنین براتون خیلی راحت به نظر میاد
ولی میدونید که از ی صبح تا صبح روز بعدی مثه ی ثانیه میگذره ولی روزا رو که کنار هم میذاری لامصب نمیگدره ولی همین که ترم تموم میشه میگی اخیش اینم گذشت
نمیفهمم این زجر طاقت فرسای مسیر برای چیه یهو چشم باز میکنی میبینی که خدایا تو ی سال چقدر فرسوده شدم...
نمیدونم شاید من خیلی سخت میگیرم
ولی مسیر خیلی دلنشین نیست..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
var xpos=new Array() for(i=0;i=1;i--){xpos[i]=xpos[i-1]+kern ypos[i]=ypos[i-1]} xpos[0]=x+kern ypos[0]=y for(i=0;i